جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

835

تحفة الملوك ( فارسى )

هرچند كه از براى بندگان خود واجب گردانيده باشد . و بر جميع حقوق مستحبهء خداوندى ايضا مقدم بايد داشت . و هم‌چنين حق واجبى خداوند كه به خصوص از براى خود واجب گردانيده است ، از قبيل نماز و روزه و غير آن‌ها ، مقدم بر جميع حقوق واجبه‌اى است كه از براى بندگان قرارداد فرموده است . پس حق واجبى خداوند [ را ] بر حق واجبى پدر و مادر مقدم بايد داشت ؛ چون‌كه حق ايشان بعد از حق خداوند است و خداوند غالب بر امور خود است و به خصوص ايضا فرموده است كه وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً « 1 » ؛ يعنى و اگر جد و جهد بنمايند پدر و مادر تو بر آن‌كه شريك قرار بدهى با من چيزى را كه حقيقت ندارد و به اين سبب از براى تو علم به آن نيست ، پس اطاعت منما آن‌ها را و لكن در دار دنيا با ايشان مصاحبت به طريق معروف بنما . و معلوم است كه مخالفت خداوند را در حقوق و امور واجبهء او و رضاى غير او را خواستن ، يك نوع از اشراك است . و از فرمودهء وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً معلوم مىشود كه مشرك و كافر بودن پدر و مادر يا عاصى بودن آن‌ها ، سبب ترك خدمت و حسن صحبت ايشان مثل ديگران نمىشود ، بلكه لازم است كه در دار دنيا و مادام الحيات خدمت و حسن معاشرت را بنمايد و به طريق معروف با آن‌ها سلوك نمايد . و اما حديث نبوى كه فرموده‌اند كه « برّ الوالدين افضل من الصلاة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد فى سبيل اللّه » « 2 » ، پس يا مراد آن است كه برّ و احسان نمودن به والدين بهتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد مندوبه و مستحبه است و بايد كه مقدم بر آن‌ها داشت - چنان‌كه دانسته شد - و يا آن‌كه مراد آن است كه ثواب برّ والدين بيشتر از مذكورات است هرچند كه مذكورات واجب باشد و مقدم بايد داشت . و از اين مقوله كه ثواب يك نوع از واجبات بيشتر از نوع ديگر از آن‌ها است با آن‌كه نبايد مقدم داشت بسيار است ؛ از آن جمله ، حق پدر و مادر كه هردو واجب است و ثواب حق مادر بيشتر است - چنان‌كه الحال ذكر شد - و مع ذلك در حال تعارض آن دو ، حق مادر را نبايد

--> ( 1 ) . لقمان : 15 . ( 2 ) . احياء علوم ، ج 2 ، ص 216 و محجة البيضاء ، ج 3 ، ص 434 .